خيلي از دوستاني كه به بنده اي ميل مي دن يا كامنت ميذارن خواسته شون دعاي محبت هستش و يا در اصل مشكلشون با اين دعا حل مي شه.
راستي تا يادم نرفته بگم كه من بدهكار احدي نيستم كه ميان و واسم كامنتهاي ناجور قرار مي دن. قرار بوده كاري از طرف بنده انجام بشه . اما بصورت معقول. در حاليكه خواسته بعضي از دوستان نامعقوله. بنابر اين بايد بگم نه تنها پاسخي به اين درخواستها نمي دم بلكه سعي مي كنم كه ارتباطم رو با اين افراد قطع كنم. بنده هيچ واهمه اي از كامنتهاي اين به اصطلاح دوستان ندارم. قبلا اگه خاطرتون باشه فحاشيهاي ركيكي هم توي اين وبلاگ به برخي از دوستان مي شد. بنده نه تنها كاري ندارم. بلكه اين كامنتها رو هم سريعا پاك مي كنم. ضمنا نرم افزار آي پي اسكنر رو هم نصب كردم كه اگه كسي بخواد كامنتهايي بگذاره كه شايسته خودش و خانواده شه رديابي و فيلتر شه. خدا رو شكر مي كنم كه اونقد با شماها صادق بودم كه بي هيچ واهمه اي عكس خودم رو هم واستون قرار دادم. اگه كسي ريالي از بنده طلب داره يا اخلاقا مديونش هستم حتما اعلام كنه كه اداي دين كنم. تا همين الان كه حدود يك سال از راه اندازي اين وبلاگ مي گذره شايد با 200/300 نفر از شماها صحبت كردم. اما فقط 5/6 نفر از شما ها رو حضورا ملاقات كردم. فقط و فقط به اين دليل كه نخواستم با آبروي خودم بازي كرده باشم. اگه بنده شما رو مسخره كردم يا سركار گذاشتم همينجا رك و راست مي گم غلط كردم و شما هم بي زحمت ديگه به اين وبلاگ سر نزنين. بابا از اين منطقي تر؟ من اين وبلاگ رو واسه خاطر دل خودم راه انداختم. راه انداختم تا تبادل تجربه بشه. به خداي محمد قسم اين وبلاگ رو مي نويسم تا آشتيتون بدم با دين و مذهب و خدا. اگه لحن من ناجوره و باب طبعتون نيست خدا رو شكر هزارتا سايت و وبلاگ ديگه هم هست. برين اونجا! من هرگز نگفتم مي تونم مشكلي از كسي حل كنم. خودم هزارتا مشكل دارم. به بركت همين مطالب وبلاگ لااقل خودم رو شناختم. پس بزرگترين گره زندگيم وا شده. يكي مياد درد دل واسم مي گه. نوكرشم هستم. به خدا كه با درد دلهاتون درد كشيدم. گريه كردم. داغون شدم. مرسي از اعتمادتون. اما اگه فقط يك مورد از من سوء استفاده ديدين بياين بزنين تو دهنم. خسته شدم. از مسخره بازيها و زبل بازيهاي يعضي احمقها خسته شدم. فكر كردين من پولي داره گيرم مياد از اين وبلاگ؟ يكي از همين بچه هاي وبلاگ از امريكا زنگ زد و چيزايي خواست. گفت نمي تونه هزينه اونها رو سريع بفرسته ولي لازم داره فوري. يك ميليون تومن پول چيزايي كه خواست شد و رفت كه پول خودم رو برگردونه. من تاحالا از كي پول گرفتم؟ هروقت چيزي خواستين كه نياز به پول داشته گفتم خودتون برين پيش آقاي فلان ازش بگيرين. چرا در چند مورد خودم نماينده تهيه اونا شدم. مثل همين خانم ندا كه خدا از خواهري كمش نكنه. يا همين خانم دلارام كه به خدا معرفتش از خيلي از بچه هاي قديمي بيشتره. يا همين سيد احسان كه به خدا عين برادر واسم عزيزه. چون اين بندگان خدا يا سر كار بودن يا اصلا اينجا نبودن. واسه همين من واسشون تهيه كردم. خانم فاطمه كه گاهي اينجا كامنت مي ذاره خودش مستقيم رفت چيزايي رو كه لازم داشت تهيه كرد. الانم گاهي به اونجا سر مي زنه. پس من كجا كلاهبرداري كردم؟ كي رو سر كار گذاشتم؟ كي مدعي كامل بودن و معصوم بودن كردم؟
بي خيال. گور پدر اعصاب. هزار بار به خودم كثيف ترين فحش ها رو دادم كه ديگه مطلب ننويسم اما بازم دلم نيومده و نوشتم. من واسه اينكه جواب خيليا رو ندم موبايل خودم رو خاموش كردم. دست وردارن اين دوستان. اگر آدمين منهم آدمم. درك كنن.
حاصل عمر نثار ره ياري كردم
شادم از زندگي خويش كه كاري كردم
حضرت رسول صلي الله و آله و سلم فرمودن كه :
كسي كه اين آيات را بنويسد و با خود داشته باشد در نظر همه مردم شيرين شود و اگر بر شيريني بخواند و به حلال خود بخوراند الفت و مهرباني بينشان پيدا شود و به مطلوب رسند و هركه بعد از نماز صبح به نيت كسي بخواند آن بيقرار و آرام گردد.
بقره 156
آل عمران 14
آل عمران 31
آل عمران 148
آل عمران 188
مائده 54
يوسف 40
طه 39 و 40
ص 32 و 33
صف 13
يا منان يا هنان يا ديان يا ارحم الراحمين
موقع نوشتن بايد مدام تكرار كنين اين دو اسم اعظم رو: يا عظيم يا عجيب
جاشم اصلا این طرفها نیست. مال تابستون همین امساله. مال جاییه که من آرزو دارم دوباره اونجا باشم. راستی تا یادم نرفته بگم من اونیم که تو عکس نیشش حسابی بازه! یعنی لبخند چارپا واری دارم! قطعا شب از ترس خوابتون نمی بره! اینو میذارم ببینین تا باور کنین اصلا موجود مخوفی نیستم و عصای حضرت موسی رو هم من کش نرفتم!

وقت تنگ است هلاهل از زمين جوشيدست
شامگه نيست زمين رخت عزا پوشيدست
پنجه مرگ چه بي رحم و گريبانگير است
آه اي قوم بجنبيد كه فردا دير است
فصل تف آمد و ما تشنه و خصم آسودست
تشنگي را بگذاريد فرات آلودست
آب آغشته به ننگ است مبادا بخوريد
سهم لبها همه سنگ است مبادا بخوريد
هر نفس راوي مرگ است برون مي ريزد
از بزاق دهن مرگ جنون مي ريزد
شاخه ها چوبه دارند در اين مرگ آباد
خانه ها مامن مارند در اين مرگ آباد
وقت تنگ است مخسبيد زجا برخيزيد
گاه جنگ است مخسبيد زجا برخيزيد
مقصد ما در اين جاده فرسودنهاست
تن ما زخمي از دشنه آسودنهاست
واي اگر در كمر جاده عمارت سازيم
يا كه لنگر همه در بحر فنا اندازيم
درب خمخانه عشرت طلبي باز شده است
فصل گردن زدن آينه آغاز شده است
تيغ كين شهوت بوسيدن حنجر دارد
باز قابيل به كف دشنه و خنجر دارد
باز هم فصل كمين كردن قابيل آمد
دشنه اي باز به قصد تن هابيل آمد
ما همان زخمي از دشنه قابيل هستيم
نه قناري و نه بلبل كه ابابيل هستيم
طبل جنگ است كه آواز كند در اين دشت
مرغ ثار است كه پرواز كند در اين دشت
دشنه بردار كه سردار تو را مي خواند
باره زين كن كه علمدار تو را مي خواند
اي عاشق روي جانان ، چون معشوق تاج ظهور بر سر نهد هزاران عدو خونخوار به او يورش برند و آن دلبر دلارا را چون موسي زخم بي امان زنند و يا چون مسيح به تمسخر تاج خار بر سر نهند و به صليب جهل كشند و يا چون زردشت آوارة ديار كنند و يا چون محمد (ع) در كوچه خاكستر بر سر ريزند و دندان مبارك شكنند و فرزندانش را فرق بشكافند، حنجر به خنجر كشند سم هلاهل بنوشانند و تنها معدودي انگشت شمار نداي الهي را به گوش جان بشنوند، از آب و نان چشم دوزند و در پي معشوق روان شوند.
تو از كدامين گروهي؟ چون اكثر بني اسرائيل و اعلم علماي آنان و يا چون دوازده حواري؟ چون همة اعراب جاهل، يهوديان، مسيحيان و اعظم علماي آنان و يا چون معدودي مؤمن مسلمان؟
می دونم از دستم کفری هستی و شاکی! حقم داری. ولی...
ولی گاهی وقتها یه شرایطی پیش میاد که آدم توش می مونه. یعنی شرایطی که الان من توش هستم و از ۳ ماه قبل تا الان دارم باهاش دست و پنجه نرم می کنم.
دوست و برادر خوبم!
حواله منو به جدت نده! آدم اینقد حساس!!! من ۲ بار خواستم زنگ بزنم که به خاطر مشکل خطوط نتونستم و خدا شاهده که همین امشب هم دوباره تلاشم رو می کنم.
پس با معرفت! با ما باش...
یا علی...
دیگه محرم اومد...
اینم والپیپر اختصاصی راز و رمز که هدیه می کنم به همه بچه های این وبلاگ.

اگه دنبال كاري كه نيستي اين دستور رو انجام بده. مجرب است به جد بزرگوار گمنامم!
شب كه شد سوره مباركه يوسف عليه السلام رو بنويس و شبونه بزن بيرون از خونه. يه ديوار گير بيار و لاي شكافش نوشته رو بذار و برگرد خونه. همين. فقط جان عزيزت پشت سرت رو اصلا نگاه نكن كه دستور عمل كنه. همين! روزنامه واسه چي ورق ورق مي كني؟!!!
هرشب ۳۰۰ مرتبه آیه ۱۸ سوره مبارکه آل عمران رو تا هوالعزیزالحکیم بخونین که تجربه شده اس! توسل کنین به حضرت رقیه و علی اصغر علیما السلام و خیالتون تخت تخت تخت باشه.
صاحب خونه شودین ما رو هم دعوت کنین که یه قورمه سبزی باهاتون بخوریم...!
این دوتا کلمه رو بنویسین و به لباس دختر آویزون کنین. یادتون باشه فقط در دوحالت از لباس باز کنین. زمانی که حمام می رین و یا برای قضای حاجت رفتین. حتی موقع خواب جدا نشه و کسی هم از موضوع خبردار نشه. روز ۵شنبه موقع اذان مغرب بهترین وقتشه و کفاره هم به قدر وسعتون بدین.
لععسلی هع
خوب همانند آب است،
بدون تلاش همه چيز را سيراب مي كند
و جمع شدن در پستي را هرگز حقارت نمي شمارد؛
نزديك به زمين زندگي كنيد.
هميشه ساده بيانديشيد.
در مشاجرات، عادل و بخشنده باشيد.
در حكومت، سعي در فرمانروايي و تسلط نداشته باشيد.
در كار، آن چيزي را انجام دهيد كه از آن لذت مي بريد.
در زندگي خانوادگي، هميشه در دسترس و حاضر باشيد.
وقتي از اين كه خودتان هستيد خوشنوديد
و از رقابت و مقايسه دست كشيده ايد،
همگان به شما احترام مي گذارند.
وقتي مردم برخي چيزها را زيبا مي دانند
چيزهاي ديگر زشت مي شوند.
وقتي مردم بعضي چيزها را خوب مي دانند
چيزهاي ديگر بد مي شوند.
بودن و نبودن يك ديگر را مي آفرينند.
سخت و ساده يك ديگر را پشتيبانند
بلند و كوتاه يك ديگر را تعريف مي كنند.
پستي و بلندي به يك ديگر وابسته اند.
قبل و بعد به دنبال هم مي آيند.
بنابراين فرزانه
بدون انجام دادن كاري عمل مي كند
و بدون به زبان آوردن كلمه اي آموزش مي دهد.
اتفاقات رخ مي دهند و او به آن ها اجازه ي روي دادن مي دهد؛
موارد مختلف ناپديد مي شوند و او به آن ها اجازه ي از بين رفتن مي دهد.
او دارد، بدون آن كه مالك چيزي باشد،
عمل مي كند، بدون آن كه انتظاري داشته باشد.
وقتي كارش به اتمام مي رسد، آن را فراموش مي كند.
به همين دليل براي هميشه جاويد باقي مي ماند.
اگر مردانِ بزرگ را بيش از اندازه ارزشمند شماريد،
مردم عادي كوچك شمرده مي شوند.
اگر دارايي خود را بيش از اندازه عزيز داريد،
دزدي ميان مردم رواج پيدا مي كند.
فرزانه با خالي كردن ذهن مردم
آنها رهبري مي كند
و با تضعيف جاه طلبي ها
و تحكيم اراده شان
درون آنها را غني مي سازد.
او به آنها كمك مي كند
تا از دانسته ها و آرزوهاي خود خالي شوند
و در كساني كه تصور مي كنند مي دانند سردرگمي به وجود مي آورد.
بي عملي را بيازماييد،
و هر چيز در جاي خود قرار خواهد گرفت.
آن چه ريشه دارد آسان تغذيه مي شود،
آن چه به تازگي رخ داده آسان اصلاح مي شود.
آن چه خشك و سخت است آسان مي شكند.
آن چه كوچك است آسان گسترده مي شود.
از مشكلات قبل از روي دادنشان جلوگيري كنيد.
به هر چيز قبل از به وجود آمدن نظم بدهيد.
درخت كاج عظيم
از بذري كوچك مي رويد
و سفرِ هزار فرسنگي
با يك گام آغاز مي شود.
با عجله در عمل شكست مي خوريد.
با سعي در فهميدن مسائل را از دست مي دهيد.
با زور زدن براي تكميل كاري،
آن چه به تقريب كامل بود را خراب مي كنيد.
فرزانه با جازه دادن به روند طبيعي رخدادها
اقدام مي كند.
او در پايان به همان آرامي است كه در ابتداي كار.
او هيچ ندارد
پس چيزي را براي از دست دادن برايش وجود ندارد.
آرزوي او رهايي از آرزوهاست.
آن چه فرا مي گيرد رهايي از آرزوهاست.
او به مردم يادآوري مي كند
كه چه كسي بوده اند.
براي او هيچ چيز به جز قانون حاكم بر هستي اهميت ندارد
پس مي تواند مراقب همه چيز باشد.

