ضمن عرض سلام و تبریک به مناسبت فرخنده میلاد امام رضا علیه السلام و آرزوی ایامی نیک برای شما همراهان با کسب اجازه از محضر همکاران وبلاگ می خواهم بحثی را در خصوص فقه و نیاز امروز عنوان کنم و امیدوارم که شما در این بحث با ارائه نظرات و دیدگاه ها به بینش و طرز تلقی من و کسانی که ابهاماتی در این مقوله دارند یاری برسانید
مطالبی که در زیر می خوانید نقطه نظرات دوستان وبلاگی من است
امیدوارم در توضیح این مطالب راه حل های شما عزیزان را داشته باشیم
حوزوی ها مدعی هستند همه مسائل را اسلام گفته و ما باید آنها را كشف كرده در اختیار دیگران قرار دهیم.چنین مبحثی در دانشگاه نیز هست عده ای معتقد هستند كه هیچ لزوم ندارد ما برای پیشرفت كار علمی كنیم غرب صنعتی همه این راهها را رفته تنها لازم است خواسته خود را طرح و راه تكامل را از آنها خواسته آنها نیز با كشف نیازمان ما را در سیر تعالی تکنولوژی مدد می رسانند. ( به این مبحث می گویند علم زدگی یا غرب زدگی) این بحث مشابه نظر عزیزان حوزوی است كه اندیشه تعقل و كشف راههای جدید را منع و ما را ملزم به تبعیت كوركورانه از علما را می نمایند. این دلیل آن است كه با این رویه نمی توان پاسخ نیاز زمانه را داد. مگر به كمك عقل و كشف و تولید علم جدید.
لطفا نظر خود را درباره این نقل قول عنوان نمائید
با تشکر
كوتاه ترين راه براي اين كه نخواهي چيزي را به خاطر بسپاري, نگفتن دروغ است.
كوتاه ترين را براي تسكين پشت كنكوري ها ,ديدن افراد موفق وخوشبختي است كه حتي از جلوي دانشگاه هم رد نشده اند.
كوتاه ترين را براي رسيدن به آرزوها ,واقع بين بودن است.
شفاعت: خواهش وپايداري كردن, وساطت نمودن براي دستيابي شخصي به منفعت وسودي يا رها گشتن از ضرر وزياني.
شفاعت1-امور دنيوي(شفاعت خوب چون آشتي دادن دو مسلمان.)شفاعت بد, چون سخن چيني يا وساطت براي گذشت نمودن حاكم شرع از حدي ار حدود الهي.
هركس شفاعت پسنديده اي كند براي وي از آن نصيبي خواهد بود وهر كس شفاعت ناپسنديده اي كند براي او از آن سهمي خواهد بود وخدا به هر چيزي تواناست (نسا ايه 85).
2-امور آخرتي يعني شفاعت در آخرت: شفاعت انبيا واوليا ي خدا در روز قيامت به پيشگاه خدا وطلب عفو جهت بندگان.در بين فرقه هاي مسلمانان در مورد مطلب مذكور اختلاف نظر است.عموم مسلمانان شفاعت را قبول دارند جز معتزله وخوارج.
شفاعت در قرآن : به عقيده مفسرانشفاعت وجود دارد اما نه به طور مطلق بلكه به اذن خدا.(اين روز شفاعت سود ندهد جز انكس كه خدا اورا اذن دهد وبخشش را بپسندد.(طه آيه108)).و . . .آن دسته از آياتي كه شفاعت را نفي مي كند, درباره شفاعتي است كه بت پرستان در عبادت بوده وخدا آن را نفي كرد.
روايات اهل سنت :پيامبر اكرم (ص)فرمودند:شفاعت من ويزه آن گروه از امتم خواهد بود كه اهل بيتم را دوست دارند وپيروان من تنها ان گروهند.پيامبر (ص)نخستين شفاعت كننده در قيامت پيامبرانند سپس علما و شهدا(نقل از كنزالعمال.)
روايات اهل شيعه : پيامبر اكرم (ص) فرمودند : شيعه علي را كوچك مشماريد كه يكي از آنها مي تواند به تعداد دو قبيله ربيعه ومضر(دو تيره پر جمعيت عرب )شفاعت كند.
امام علي (ع) مي فرمايند:ما شفاعت مي كنيم ودوستان مانيز شفاعت خواهند كرد.
به نام خدا
دوست عزيز وبزرگواري نسبت به بنده لطف داشتند ودر قسمت نظرات خواسته بودن در مورد توبه توي وبلاگ پست بذارم.در همين جا ازش عذر خواهي مي كنم كه اولا" دير به وبلاگ سر زدم وديرتر نظرات رو چك كردم.ثانيا" بيش از 4 ماهه درگير حوادثي ام كه يقينا هر روز وهر كلمه وهر حادثه اي آينده وسرنوشت فرداهام رو مي سازه وهنوز در يك جمله بگم اندر خم يك كوچه ام وشايد همين مسائل باعث غفلت ام شده.بگذريم اما به جرات بگم انتظار نداشتم كسي ازمن بخواد در مورد توبه بنويسم شايد چون كمتر به اين مورد فكر كرده بودم.گرچه بار ها در مورد معناي لغوي توبه و حتي اذكار ودعا هاي در مورد توبه شرايط پذيرش توبه از سوي حق تعالي و . . . خوندم وشنيدم و بسيار زياد زبا نا" فرياد زدم خدايا از تمام اعمال ناپسندم توبه به خصوص در سختي هاي روزمره وگاه در شرايط حيراني در برخي امور اما حقيقتا" معناي آن را درك نكردم چرا كه در صورت توجه ودرك توبه بدون شك آلان اين نبودم كه هستم.پس عذر بنده را بپذير كه نه شرايط نوشتن رو دارم ونه جستجو وتحقيق در اين زمينه را.
برای بر آمدن هر حاجتی هر روز بدون صحبت کردن با کسی به تعداد
هفتصد و هشتاد و شش بار آیه مبارکه
بسم الله الرّحمن الرحیم
را بخوانید و بعد از آن به همین تعداد (786) بار نیز صلوات بفرستید
- هر گاه در راهي يا در جائي ماندي و كارتان پيش نمي رفت
با انگشت اشاره دست راست روي بازوي دست چپ بنويسيد 110 مطوئن باشيد جواب ميده
امتحانش ضرر نداره در ضمن من رو هم دعا كنيد
گفتم: چقدر احساس تنهایی میكنم
گفتی: فانی قریب
.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش میشد بهت نزدیك شم
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.
گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.
گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار میتونم بكنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمیدونید خداست كه توبه رو از بندههاش قبول میكنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.
گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳) ::.
گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::.
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میكنه؛ عاشق میشم! ... توبه میكنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبهكنندهها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك
گفتی: الیس الله بكاف عبده
.:: خدا برای بندهاش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟
گفتی: یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریكیها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.
با خودم گفتم: خدایا... ای خالق هستی... با فرشتههایت... بر ما درود بفرست تا به لطف این ماه مبارک آدم شویم؟! ... ... ...
قطره ، دلش دریا می خواست . خیلی وقت بود که به خدا گفته بود.
هر بار خدا می گفت: «از قطره تا دریا راهی ست طولانی، راهی از رنج و عشق و صبوری. هر قطره را لیاقت دریا نیست.»
قطره عبور کرد و گذشت. قطره پشت سر گذاشت. قطره ایستا و منجمد شد . قطره روان شد و راه افتاد.قطره از دست داد و به آسما ن رفت. و هر بار چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت.
تا روزی که خدا گفت : «امروز روز توست. روز دریا شدن.» خدا قطره را به دریا رساند . قطره طعم دریا را چشید. طعم دریا شدن را. اما....
روزی قطره به خدا گفت : «از دریا بزرگ تر، آری از دریا بزرگتر هم هست؟»
خدا گفت : «هست.»
قطره گفت: «پس من آن را می خواهم. بزرگترین را . بی نهایت را.»
خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت: «این جا بی نهایت است.»
آدم عاشق بود . دنبال کلمه ای می گشت تا عشق را توی آن بریزد . اما هیچ کلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت. آدم همه ی عشقش را توی یک قطره ریخت. قطره از قلب عاشق عبور کرد . و وقتی که قطره از چشم عاشق چکید، خدا گفت:
«حالا تو بی نهایتی، زیرا که عکس من در اشک عاشق است.»![]()
![]()
![]()



