در باغ
فواره عجب رقص قشنگی دارد
با نغمه تار
یک نغمه در استکان من می افتد
*
با رایحه عشق سفر می کردم
در باغ بهشت
یاد تو به من سیب تعارف می کرد
*
در سبزی خویش غوطه ور می شد باغ
روی تنه درخت ها نام تو بود
تهران - 19/4/1379
عمران صلاحی
ارسال در تاريخ سه شنبه یازدهم فروردین 1388 توسط مهرپویا

